درد دل خودم
سلام دوستای گلم![]()
من و بابا مرتضي خيلييييييييييييييي دوستت داريم گلم.
ما تو يه شهر ديگه تنهايي زندگي مي كنيم و
به خاطر همين شما خيلي به تنهايي عادت داري
و تنهايي رو خيلي دوست داري وقتي كه ميايم تبريز خونه ي مامان جون(مامان خودم)چند روز اول خيلي آرومي و قشنگ بازي ميكني![]()
واااااااااااااااااي به اون روزي كه حوصلت سر بره![]()
حتي ددرم خوبت نميكنه .![]()
خيلي شيرين زبوووووون شدي و به جز مامانتو باباتو خودت ميگي كه همه زشتن ![]()
وقتي هم كه يه كار اشتباهي ميكني زودي واسه اينكه كسي دعوات نكنه
ميگي ببخشيد معذرت مي خوام بخند.![]()
جيگرتو بخورم خوشگلــــــم. ![]()
جملا تركي هم ياد گرفتي كه ميگي سنين باشينا دوللاليم! ![]()
مامان فداي شيرين زبونيات بشه دختر گلم.
الانم كه بابايي رفته ماموريتو تو خيلي بي تابيشو ميكني عزيزم. ![]()
تا چند روز ديگه ميريم خونمونو بابايي رو ميبيني.![]()
خوب فداش بشم دخترمووووووووو.
يكي يدونه ي دنياي مني عسلم.
فعلا بايييييييييي دوستت دارم .


درد دل خودم
